عصر یخبندان
زمین سرد، آسمان سرد، پهندشت بیکران سرد،
هوا سرد، فضا سرد، کهکشان سرد،
به هر جا بنگری، سرما ی جانسوز زمستان است
که یخ بسته است و یخ ماندست تنها نمایان، سرد
به هر سو یخ، ز هرسو از هر طرف، یخ
برون یخ، اندرون یخ، کجای این ناکجا یابی بجز یخ؟
بیابان یخ، خیابان یخ، امید مردمان، یخ
غبار مردگان یخ، عبور زندگان یخ، چراغ آسمان، یخ
زیکسو مه، چو ابر مرگ، بر فراز قریه، پا برجاست
زمین لبریز اشک یخ بسته ویا سوی نگاه بی رمق، خسته
وز آنسو دلخستگان بیمار، چو بسیارند و بسیار
زمان در چنگ غربتی سنگین، نفسها تنگ،
امید هم ناامید ازسوز سرماست،
کسی یارای یاری نیست،
پدر را پور نشناسد، پسرها از پدر بیزار
برادر با برادر سودای غمگساری نیست
به مادر یا که خواهر را، هیچ کس دگر کاری نیست
واینک، این چنین،هر جا،
نشان از عصر یخبندان است
شاپرک - شامگاه 15 دیماه 1391
برچسب:
نویسنده: سپیده اکبریپور
تاريخ: يکشنبه
2 بهمن
1401 ساعت: 21:53